برای عزیزترین کسم |
|
تقدیم به عشقم نوشته شده توسط حامد تاریخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 21:24 |+|
باران می بارد امشب، دلم غم دارد امشب نوشته شده توسط حامد تاریخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 21:22 |+|
نوشته شده توسط حامد تاریخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 21:13 |+|
............................................................................................................. ........................................................................................................... نفس برای عاشق عشق بودن فقط عشق به مرگ را باید اموخت
نوشته شده توسط حامد تاریخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 19:47 |+|
عشق چست؟
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! " استاد گفت: " عشق يعنی همين نوشته شده توسط حامد تاریخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 19:20 |+|
يكي را دوست مي دارم ولي افسوس او هر گز نمي داند. نگاهش مي كنم شايد بخواند راز پنهانم ولي افسوس و صد افسوس كه او هر گز نگاهم را نمي خواند به برگ گل نوشتم من , تو را من دوست مي دارم ولي افسوس او گل را به زلف كودكي آويخت تا او را بخنداند. نوشته شده توسط حامد تاریخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 و ساعت 19:1 |+|
|